115 - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 5:10
میگه چقد زود گذشت .... 
116 - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 5:10
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
107 - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 18:36
دیشب داشتم براش میگفتم ک از صبح ساعت ٩ تا  ٥ عصر تو شرکت تنها بودم و کار کردم و موزیک گوش دادم !!! بهش میگفتم اینجور وقتا به طرزعجیبی فکر میکنم گفت ب چی فکر میکردی جوابشو خیلی کوتاه دادم ک ب خیلی چیزاااا ... ولی براش میگفتم ک گاهی یه سری تحلیل ه
108 - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 18:36
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
109 - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 18:36
بعضی ها هم مهربانیشان بی نهایت است ... مثل نور سفید و پاکی ک ب  منشور دلت میخورد و همه جا رنگی رنگی شود و ب قلب همه ی دور بریهایت هم بخورد و از آنجا دوباره و دوباره و دوباره ...
110 - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 18:36
میگه ساعت ده امشب و باید سیو کنی  :)
111 - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 18:36
میخنده  از شیطنتم میگه تو شبیه بنجامین بتن هستی :) هرچی بزرگتر میشی انگار بچه تر میشی !
112 - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 18:36
چهارشنبه  های طلایی :))
113 - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 18:36
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
114 - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 18:36
بهم میگه بیخیال و بیخیال تمام چیزهایی میشوم ک درگیرم کرده ....
106 - تاریخ: 1396/1/28 ساعت: 13:36
وقتی براشون یه لینک میفرستی و  درجا جوین میشن ینی حرفتو قبول دارن .... عاشقتونم ک 
105 - تاریخ: 1396/1/22 ساعت: 18:21
ییهو ساعت یک و نیم شد یهو :/
104 - تاریخ: 1395/12/29 ساعت: 1:53
وقتی موضوع و بهم گفت فقط هنگ بودم و سعی کردم عادی باشم ک ناراحتی اونو بیشتر نکنم . امروز تو ماشین و بعد چند ساعت رانندگی و خستگی انگار حرفها ب زبونم می اومد . نظرمو گفتم و راهکارایی ک فکرم میرسید و گفتم تا شاید بتونیم مشکل و حل کنیم .  حرفم ک تموم شد همسرش زنگ زد و حرفایی ک مشاور گفته بود و براش میگ...
103 - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 21:26
-تو حرم امام رضا  بالاخره ب نقاره هاش رسیدم :) نیت کردم و هر کی تو فکرم اومد براش وویس فرستادم . همشون یجورایی دلشون اونجا بود !
101 - تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 16:03
روزهای پر تنش ...
102 - تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 16:03
بی خوابی لعنتی....
91 - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 1:08
امروز خواستگار مذبور اومد و هوچ.
92 - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 1:08
از خواب پریدم . :/
93 - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 1:08
دارد عشق میبارد و من در اتاقی هستم ک پنجره ندارد.در عوض صدای ماشین ها میاید و عبورشان از میان اب. اهنگ هایشان در این  خلوت شبانه و قصه پردازی برای هر حال و هوا ... جالب است ک نسبت ب شبهای دیگر کمتر موزیک گوش میدهند....ارام است این شهر در حوالی باران 
94 - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 1:08
یه کتاب فلسفی عرفانی :/ دارم میخونم گرچه از فلسفه چیزی نمیدونم اما بدیش اینه ک وقتی کتابی و شروع کنم باید تموم شه ! و درباره بینش و جهان بینی ادمها در اواخر قرن بیستم میگه ... جالبی کتاب اینه ک با هر بینشی ک اشنا میشم بصورت خیلی اتفاقی اون بینش تو زندگی  م پیش میاد !!!! مثلن بحث های صبح تو شرکت ... ...