95 - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 1:08
همونجور ک کار طراحی با سبک خودت حتی اگه یه خونه صد متری باشه دلچسبتر از یه ویلای های کلاسه به عنوان طراح دوم یه شرکت خوبه....  این روزا ب این نتیجه رسیدم زندگی ب سبک خود ادم  حتی اگه اونقدا هم حرفه ای  نباشه لذت بخش تر از زندگی بر اساس عقاید والدین اطرافیان یا خواست دوستانه ....خودمون باشیم . :)
96 - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 1:08
به دیتیلشم فکر کرده بودم ک چه شکلی باشه ! اما این روزا برای خرید خیلی خودمو درگیر نمیکنم :) گشته بودم  چند دور همه چی و بالا پایین کرده بودم اما چیزی باب میلم نبود . یه نمونه دیگه شو برداشتم حتی تا پای حساب هم رفته بودم اما ب دلم نبود ب فروشنده گفتم یه لحظه صبر کن یه حسی بهم میگفت همین جاهاست اما نم...
97 - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 1:08
تو شرکت دو جفت قناری داریم . یه نمونه قرمزه یه نمونه سفید یا صورتی نمیدونم یک چنین نامی. دارن ؛) . ک البته همشون از هم جدا بودن ک حسشون بهم بیشتر بشه :/ امروز دیدم ک  دوتا قرمز تو یه قفسن اون دوتا هم یه جا ... داشتم فکر میکردم اگر ازاد بودن هم همینجوری قفساشونو انتخاب میکردن !! 
98 - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 1:08
خوابم نمیبره :/
99 - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 1:08
دارم فکر میکنم ما ها ک یه زمستون و بدون عشق گذروندیم تو فصل بهار ادمای قویتری میشیم :) 
صد - تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 1:08
همکارم دختر جوونیه  با شیطنت هاش  و رفاقت های صمیمانه . درباره رابطه های دوستاش یا اتفاقاتی براش میوفته برام تعریف میکنه . یه بار هم بحث رابطه ها و ادمهای این دوره زمان بود من نظرمو گفتم  ک ادم تا ب کسی تعلق خاطر داره نباید ب ازدواج با یه نفر دیگه حتی فکر کنه ... میگفت اما الان خیلیا با فکر یه نفر د...
74 - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 21:45
دوباره درگیر جریانی  شدم ک سالها پیش  فکرم را درگیر کرده بود ... روزهایی ک  منتظرم  خالص تر باشند و زودتر مرا ب نتیجه ی دلخواهم برسانند . :)
75 - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 21:45
امروز اسمان دلبری میکرد . وای ک من عاشق این ابرهای آسمانم . خدایا سپاس از اینهمه زیبایییییییییی 
76 - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 21:45
اندوه بزرگی است چه بـــــاشی ، چه نٓبـــــــ اشی یه همچی حالیم الان ؛)))) 
77 - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 21:45
خیلی وقت است  بیخبرم ازش ... آخرین بار پیام داد ک زلزله شده اونجا حالت خوبه :) تا امروز ک وبلاگشو دیدم . زده بود داره میره از ایران :( دوستیهای مجازی برای خیلیها بی ارزشند اما برای من  او  از خیلی آدمهای واقعی مردتر و با ارزش تر بود .خیلی چیزها از او آموختم  مثل امید داشتن و تلاش  برای رسیدن ب هدف ....
67 - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 21:15
روزی ک رفتم شرکت دو تا قناری اضافه شده بود .  توی دو تا قفس و از هم دور !؟! میگم چرا اینجوری ! میگه اینا وقت جفت گیریشونه ! از هم جدا گذاشتنشون ک ب هم بیشتر میل پیدا کنن ! یه کاغذ هم گذاشته بودن کف قفس ک هر وقت از فشاری ک بهش میاد o 0 بره و اونو نوک بزنه و پاره کنه و از روی اون مشخص شه ک کی نیازش بی...
68 - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 21:15
امروز ناخودآگاه وقت زنگ خوردن گوشیم منتظر دیدن اسمش بودم !!! از آن انتظار های ناشدنی 
69 - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 21:15
+بیدارین ؟-بله + میای بریم پرواز ...- o 0 چی؟!؟+ میگه چشماتو ببند و ب هیچی فکر نکن - :)به همین راحتی  از اتاق فرمان اشاره میکنن برای اولین پرواز خوب بود ...و من مست میشوم از این حس خوب . ب همین اسانی1:11
70 - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 21:15
همیشه روزهای نزدیک ب تولدم را خیلی دوست میداشتم .همیشه شیطنت میکنم نا خواسته :) خانه را روی سرم میگذارم با جیغ جیغ ها و رقص های لحظه ایم اما در حقیقت تولد فقط غم دارد....امروز داشتم فکر میکنم هیچوقت اتفاق سورپرایزی نداشتم یا مثلن کسی ک با هدیه ای مرا خیلی خوشحال کرده باشد :) اما یکی هست ک هر سال و ه...
71 - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 21:15
مامان گفت ماشینتو نشور بارون میباره ... محکمتر از همیشه شستمش گفتم اگر ب ماشین منه بزار ک بباره ... امروز همه ی ماشینهایی ک دیدم برق میزدند از تمیزی ..... خدایاااااااااا بارووووووووون + استرس +امروز فهمیدم سی و یک سال پیش روز تولدم چهارشنبه بود. نیمه شب . 
72 - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 21:15
بهش گفتم چجوری میتونی فراموشم کنی ؟!؟ گفت فیلم میبینم ک حواسم پرت شه... امشب بعد از کلی وقت ک برای یک فیلم دیدن یا مرور رو ی فیلمها وقت نداشتم رفتم سراغ  فولدر فیلمهام ... باید فکر شبهایم را پرت میکردم اما نمیدانم چرا توی فیلمهای من همه ی مردها ادمهای باشعوری بودند یا رابطه از زن و شوهری بیشتر دوستا...
73 - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 21:15
در یک حرکت غیر منتظره تولدم سورپرایز بود ؛) و هدیه ها هم بسیار دوس داشتنی !!!! دقیقن لباسی ک دلم میخواست و وسایلی ک بهشان فکر کرده بودم :)))))خدایا شکر و تشکر بخاطر مهربانیت ک همیشگیست . 
62 - تاریخ: 1395/9/22 ساعت: 4:54
ماجراهای عجیبی است ... از پیدا شدن سر و کله ادمهایی ییهویی در اطرافم تا رسیدن ب چیزهایی ک این اواخر بهشان فکر میکردم . اینبار هم دنیا دارد میرقصاند و من هم ک رقصنده ناشی ای بوده ام  ک بلد نبوده ام با تو برقصم اما از این فریبنده بودنت خوشم آمده ... گرچه گاهی به تو دل دادم اما با این همه تجربه هنوز نف...
63 - تاریخ: 1395/9/22 ساعت: 4:54
میدانی کجای رفتنت درد دارد ؟  آنجایش ک یکی مینشیند درونت و میگوید من ک گفتم من ک گفتم من ک گفتم او آدم ماندنش نبود ....
64 - تاریخ: 1395/9/22 ساعت: 4:54
فریم عینکم را عوض کرده ام ... ابروهایم  انگار بهتر ب چشم می آیند و چشمهایم !!! مدل موهایم جور خاصی میخوابد روی فریمم ... فانتزی های این روزها  !!! یک جوری این دوهفته را تغییر کرده ام ک از جلوی ایینه ک رد میشوم بر میگردم و ب دخترک توی آیینه خیره میشوم .... اما اینبار باید یک چیزهایی عوض شود ...