خرید بک لینک

درباره سایت

خانوم کم حرف :)

آخرین مطالب

امکانات وب

وقتی موضوع و بهم گفت فقط هنگ بودم و سعی کردم عادی باشم ک ناراحتی اونو بیشتر نکنم . امروز تو ماشین و بعد چند ساعت رانندگی و خستگی انگار حرفها ب زبونم می اومد . نظرمو گفتم و راهکارایی ک فکرم میرسید و گفتم تا شاید بتونیم مشکل و حل کنیم .  حرفم ک تموم شد همسرش زنگ زد و حرفایی ک مشاور گفته بود و براش میگفت ... بهم خیره مونده بود ... میگفت مشاور هم نظرش با تو یکی بود ! میگفت چجوری ؟  نمیدونستم چجوری اما یه وقتایی باید ب دل هم اعتماد کرد .

برچسب: نویسنده: حسین بهرامی تاريخ: يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت: 1:53

صفحه بندی