دیشب داشتم براش میگفتم ک از صبح ساعت ٩ تا ٥ عصر تو شرکت تنها بودم و کار کردم و موزیک گوش دادم !!! بهش میگفتم اینجور وقتا به طرزعجیبی فکر میکنم گفت ب چی فکر میکردی جوابشو خیلی کوتاه دادم ک ب خیلی چیزاااا ... ولی براش میگفتم ک گاهی یه سری تحلیل ها میشه تو ذهنم و یه وقتایی یه چیزایی از زبونم درمیاد ک خودمم تعجب میکنم !!!! حالا هم بحث همین حرف هاست ! نمیدونم چرا چندین روزه حرفم با همکارم ب جایی میرسه ک بهش میگم به این نتیجه رسیدم انگار یه سری آدما مال یه دوره از زندگین فقط !واسه همین از رفتنشون ناراحت نشو و ب اومدن بهترین ها امید داشته باش
برچسب:
نویسنده: حسین بهرامی